چهارشنبه دوازدهم تیر 1392

بررسی میزان همزمانی شیوع بیماری نیوکاسل و آنفلوانزا سویه (H9N2) در جوجه های گوشتی در شهرستان شهركرد

نوع مقاله: پژوهشی
نویسندگان
عزت الله فتحی هفشجانی* ؛ اسماعیل دوستی؛ مجید غلامی؛ عبدالکریم زمانی مقدم


چکیده
در این مطالعه به بررسی میزان شیوع بیماریهای نیوکاسل و آنفلوانزا سویه (H9N2) به طور همزمان در گله های گوشتی دارای تلفات در شهرستان شهرکرد از طریق آزمایشاتHI و RT-PCR پرداخته شده است. در این بررسی با انتخاب 15 گله دارای تلفات اقدام به اخذ نمونه خون در دو نوبت (نوبت اول در شروع بیماری و نوبت دوم به فاصله 14 روز بعد از بیماری) و انجام تست HI گردید. بر اساس نتایج حاصل از آزمایش HI، تعداد 6 گله (40%) بطور همزمان هم دارای عیار آنتی بادی ضد ویروس نیوکاسل و عیار آنتی بادی ضد ویروس آنفلوانزا سویه (H9N2) بودند و با توجه به میانگین تیتر آنتی بادی در دو نوبت نمونه گیری و مقایسه آنها با یکدیگر، 33/53 درصد گله ها در مورد آنفلوانزا و 60 درصد در مورد نیوکاسل دارای تیتر آنتی بادی ضد ویروس بالاتر از 2 بودند. نتایج آزمایش  RT- PCR نشان داد که 11 گله همزمان به هر دو ویروس نیوکاسل و آنفلوانزا سویه (H9N2) آلوده بودند (33/73 درصد). در بررسی اختصاصی جهت تعیین پاتوتیپهای ویروس نیوکاسل بوسیله پرایمرهای VLTe و AVLTe (ولوژن و غیر ولوژن) 3/33 درصد گله ها آلوده به سویه ولوژن و 6/66 درصد گله ها آلوده به سویه های غیر ولوژن (شامل سویه های مزوژن و یا واکسینال) بودند. بررسی ویروس های آنفلوانزا با استفاده از پرایمرهای اختصاصی H5N1و H9N2 نشان داد که تمامی ویروس ها متعلق به تیپ H9N2 بودند. بر اساس نتایج این تحقیق علت تلفات شدید در تعدادی از گله های گوشتی بخاطر ابتلای همزمان آنها به این دو ویروس بوده است.
کلیدواژگان
ویروس نیوکاسل؛ ویروس آنفلوانزا (H9N2)؛ طیور گوشتی؛ همزمانی؛ HI؛ RT-PCR
عنوان مقاله [English]
Study on simultaneous prevalence rate of Newcastle disease and Avian Influenza (H9N2) in broiler chickens in Shahrekord.
چکیده [English]
In this study, the simultaneous prevalence of Newcastle (ND) and avian influenza (AI) was investigated in broiler chicken flocks using HI and PCR methods. Blood samples were taken twice from 15 flocks with high mortality (in the beginning and 14 days after disease). HI results revealed six flocks possessed antibody titer against both ND and AI simultaneously. In this study, 53.3 % and 60 % of flocks possessed antibody titer against AI and ND exceed of 2 (based on HI test), respectively. RT-PCR results showed that 11 flocks were infected to ND and AI simultaneously (73.33 %). The pathotyping of identified viruses using AVLTe and VLTe primer demonstrated 33.33 % and 66.66 % of infected flocks to ND were infected to velogenic and non-velogenic type, respectively. The typing of AI viruses with specific H5N1 and H9N2 primers illustrated all of identified strains were belonged to H9N2 type. It is concluded the high mortality in these flocks may be related to concurrent infection of AI and ND viruses.
کلیدواژگان [English]
Newcastle virus, Influenza virus, Broiler chicken, RT-PCR, HI test
آمار

برچسب‌ها: مقاله
نوشته شده توسط دکتر وت در 10:1 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم اردیبهشت 1392

بيماري آسيت در طیور و پرندگان

بيماري آسيت

 بيماري آسيت  اکثرا در مناطق مرتفع و به ميزان وسيعي در جوجه هاي گوشتي بروز ميکند و باعث تلفاتي در حدود 30 درصد ميشود.

به اين بيماري، بيماري ارتفاعات بالا نيز گفته ميشود. جوجه هاي گوشتي به دليل سرعت

رشد بالا و نياز بيشتر به اکسيژن، بيشتر به اين عارضه مبتلا ميشوند. زيرا علت اصلي بروز اين

بيماري کافي نبودن اکسيژن مورد نياز جوجه ها و کاهش ميزان اکسيژن خون است.

پرندگان با افزايش جريان خون در ريه ها و افزايش تعداد گلبولهاي قرمز، به كمبود اكسيژن

پاسخ مي دهند. در نتيجه افزايش فعاليت قسمت راست قلب، موجب بزرگ شدن و نيز ضعيف شدن

آن ميگردد و باعث پرخون شدن اعضاء داخل شکمي و تجمع مايعات سروزي در داخل حفره

شکمي ميگردد.

به طور کلي هر عاملي که باعث کمبود اکسيژن شود و يا نياز جوجهها را به اکسيژن افزايش

دهند ،باعث بروز اين بيماري ميشوند (مانند ارتفاع زياد تهويه نامناسب عفونتهاي تنفسي

تغييرات زياد دما رشد سريع و تغذيه بالا مسموميتهاي غذايي ناشي از مايکوتوکسينها

نگهداري تخم مرغ به مدت طولاني کافي نبودن ميزان اکسيژن در هچريها بيماري آسپرژيلوز و

.(...

علائم باليني و آثار کالبدگشايي:

بي حالي کسلي پرهاي ژوليده کاهش رشد و جثه کوچکتر از سن عوارض تنگي نفس

و کبودي يا سيانوزه بودن بدن- سکون و بي حرکتي - شکم پر از مايعات و مرگ از جمله علائم

مشاهده شده در اين جوجه هاست.

از جمله علائم کالبدگشايي ميتوان به تيره و کبود بودن بدن، شکم متسع و حاوي مايعات

شفاف و کهربايي و همراه با لخته هاي فيبريني (در برخي موارد) اشاره نمود.

عوارض قلبي شامل بزرگ شدن راست قلب (دهليز راست)، سينوسهاي وريدي، وريد اجوف و

بطن راست، دريچه دهليزي- بطني همراه با ضخيم شدن اندوکارد ميباشد. گاهي مايعات در زير

پريکارد (هيدروپريکارديوم) نيز ديده ميشود.

کبد، کليه ها و طحال متورم و پرخون و سطح کبد بوسيله يک ورقه شفاف ياخاکستري رنگ ،

پوشيده شده است. ريه ها نيز ممکن است متورم و خيزدار باشد.


برچسب‌ها: آسيت
نوشته شده توسط دکتر وت در 13:55 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام آبان 1391

بررسي پراكنش مايت آكاراپيس وودي دراستان چهارمحال وبختياري

آكاريوز  يك بيماري انگلي مهم و واگير است كه آكاراپيس وودي عامل آن است و به سيستم تنفسي هر سه نوع زنبور ( ملكه، كارگران و زنبوران نر )حمله ميكند و يكي از عوامل مهم تلفات زمستانه ميبا شد.

 درسال 1372 نيزتوسط مصدق و بحريني از8 استان ايران گزارش گرديد.  براين اساس ازاواخرسال  1381 برآن شديم كه به بررسي وضعيت آلودگي زنبورستانهاي استان چهارمحال وبختياري بپردازيم. نمونه برداري ازاواخراسفندسال  1381 آغازگرديدو تا بهار سال1383 ادامه يافت .نمونه برداري ازتمام شهرستانهابه صورت تصادفي انجام گرفت وازهرزنبورستان از10-5% كندوهاوازهركدام حدود50 زنبورزنده ازجلوي دريچه پروازودرصورت وجودزنبوران مرده حدود10 زنبورمرده جمع آوري نموده ودرظروف حاوي اتانل 70 درصدبه آزمايشگاه انتقال داده شدندكه مجموعا“ از 83  زنبورستان تعداد  5470 نمونه جمع آوري گرديد.

   روش كاربه اين صورت بودكه اززنبوران مقاطع عرضي ازسينه تهيه شدودرپتاس 7% به مدت 24 ساعت تعدادي درانكوباتوروتعدادي دردرجه حرارت اتاق قرارداده شدوسپس بادرشت نمايي 40 ازنظروجودانگل بررسي گرديدندوآلودگي به اين انگل مشاهده نگرديد.

    براساس شواهدموجودمايت آكاراپيس وودي نتوانسته دراين استان سازگارشودواين مي تواندحاكي ازدومسئله باشديك مورداستفاده ازداروهاي ضدواروا  شايدتوانسته باشدنقشي درازبين بردن مايت داشته ويااينكه نمونه هاي مثبت گزارش شده احتمالا“ ازكلني هاي آلوده كه فصل تابستان ازمناطق آلوده كوچ نموده ودرمجاورت كلني هاي ساكن قرارگرفته بوده جداشده باشد.با اينحال به دليل كوچ كندوها در فصول متفاوت بين استانهاي مختلف جدا سازي اين مايت دور از انتظار نيست.بنابر اين لزوم تحقيقات سالانه به منظور تشخيص و كنترل مايت (آكاراپيس وودي )ضروري بنظر ميرسد


برچسب‌ها: آكاراپيس وودي
نوشته شده توسط دکتر وت در 13:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391

سرطان خون حاد سلول ميلوبلاستيك تكامل نيافته در گربه (1M) كه باتركيبات شيمي درماني معالجه شده است

خلاصه:

 گربه اي از نژاد موكوتاه خانگي با دوسال سن كه داراي كاهش فعاليت ولاغري شديد بوده و يافته هاي خون شناسي بيانگر يك آنمي متوسط بدون احيا شونده است كه با كاهش ترومبوسيت ولوكوسيتوز و افزايش سلولهاي بلاست همراه بوده است. آسپيره هاي حفره استخوان بيان كننده افزايش چشمگير سلول هاي بلاست بوده و سلول هاي بلاست براي پراكسيداز واكنش مثبت داشته اند. سرطان بلاستيك حاد نابالغ براساس طبقه بندي FABتشخيص داده مي شود. شيمي درماني با سيكلوفسفاميد، وين كريستين، پردنيزالون وسيتوزين آرابينوسايد انجام گرديد كه گربه نسبتا" واكنش مثبت نشان داد. بطور كلي هفت مرتبه انتقال خون به گربه داده شد و اين گربه چهارده هفته پس از ارائه به ما، تلف شد.

 سرطان خون مييلوژن حاد مخصوصا" در سگ وگربه، يك بيماري مهلك وصعب العلاج است. بين 10تا20درصد افراد بالغ بيمار كه شيمي درماني مي شوند، معمولا بهبودي آنها بيش از پنج سال طول مي كشد. ازطرف ديگر پيش بيني وطول دوره كلينيكي براي حيوانات، جهت پيش آگهي مشكل است چونكه درمتون دامپزشكي راجع به سرطان خون مييلوژن حاد، مخصوصا درارتباط با گربه ها، تحقيقات محدودي  وجود دارد. اين گزارش به ما نشان مي دهدكه يك گربه مبتلا به سرطان خون حاد مييلوبلاست نابالغ، چگونه بوسيله سيكلوفسفاميد، وين كريستين، سيتوزين آرابينوسايد و پردنيزولون به مدت 14روز تحت درمان قرار گرفته است.

 يك گربه نر دوساله ي موكوتاه خانگي به ما ارائه شد كه تاريخچه بيماري آن 3 روز  ضعف ولاغري بود و تاريخچه درمان هم نداشته است. اين گربه داراي كاهش وزن بوده ونمره شرايط جسمي آن 5/2 از5  بوده است. ونيز غشاهاي مخاطي آن رنگ پريده بودند. درجه حرارت اندازه گيري شده ازراه ركتوم 2/38 بوده است ولي موارد ديگر معاينه جسمي آن چشمگير نبود. درآزمايش خون شناسي، كم خوني غيرجايگزينيPCV) درصد( 16/8، لكوسيتوز حاد(104000 )وكاهش ترومبوسيت(41000)نشان داده شد. افزايش تعداد سلول هاي بلاست نشان دهنده لمفوبلاست ها بودند كه در جريان خون محيطي يافت شدند(بلاست101920(. همچنين  بلاست سل ها هسته دار بودند.

 نتايج آناليز شيميايي سرم،  بيان كننده حدود طبيعي آن بوده است كه البته يك استثناء وجود داشت كه آن هم  افزايش مختصر در آسپارات آمينوترانسفراز بوده است(AST 82 IU/L) وهمچنين افزايش چشمگيرلاكتات دهيدروژناز نيز به چشم مي خورد(LDH 1643 IU/L). اعداد كسري غالب  LDH 2, 3, 4  تعيين شدند. تست آنتي ژن ويروس سرطان خون گربه سانان همراه باآزمايش ايمنوسوربنت آنزيم الحاقي(witness felv,AGen,brisban,Australia) مثبت بوده است درحاليكه تست آنتي بادي ويروس درگربه هاي داراي نقص ايمني(witness felv,AGen,brisban,Australia) منفي بوده است. آسپيره كردن مغز قرمز استخوان دراولين روز انجام گرفت كه داراي افزايش سلولي ملايمي بوده وخطوط سلولي مييلوئيد و اريتروئيد كمي داشتند و تعداد مگاكاريوسيت ها، كمي كاهش يافته بود. تكثير چشمگيري از سلول هاي بلاست وجود داشت كه شامل بيش از 90درصدكل سلول هاي هسته دار بوده است.

  اين بلاست سل ها بزرگ و سيتوپلاسم بازوفيلي انتشاري داشتند و نسبت سيتوپلاسم هسته اي آنها بالاست. آنها تغييرات ملايمي را همراه باكروماتين هسته اي شفاف و يك يا دو هستك مجزا وبزرگ نشان مي دادند.

  رنگ آميزي شيميايي سلول براي تشخيص سويه و دودمان سلول هاي بلاست انجام مي شد. 10درصد ازكل سلول هاي بلاست براي پراكسيداز واكنش مثبت داشتند.

 وبراي عمل آلفا نفتيل بوتيرات استراز واكنش منفي بوده است.  بلاست ها به عنوان مييلوبلاست ها تشخيص داده شده اند.  براساس كاربرد طبقه بندي انگليس، امريكا، فرانسه(FAB) در سرطان خون حاد درگربه ها، تشخيص سزطان خون مييلوبلاست نابالغ حاد(M 1) براساس يافته هاي خون محيطي بناگذاشته شده است. اين يافته ها شامل افزايش سلولي زياد مغزقرمزاستخوان و تكثير مييلوبلاست ها بيش از 90 درصد كل سلول هاي هسته دار است كه در آن سلول هاي بلاست براي پراكسيداز، در رنگ آميزي واكنش مثبت دارند كه با تمايز حدافل براي خطوط سلولي مييلوئيد مي باشد.  شيمي درماني با سيكلوفسفاميد(10ميلي گرم براي هركيلوگرم وزن زنده-وريدي)،  وين كريستين(03/0ميلي گرم براي هر كيلوگرم وزن زنده-وريدي) و پردنيزولون(دزاوليه 2 ميلي گرم براي هر كيلوگرم) براي سگ وگربه مبتلا به بيماري مذكور اعمال گرديد. گربه براي 3روز اول بستري گرديد.  با اين وجود تعداد بلاست ها در خون محيطي سريعا ظرف دو روز متعاقب اولين درمان با سيكلوفسفاميد كاهش يافت(تعداد بلاست 28900 ) بلاست سل هاي گردش خون بااين وجود در روز هفتم در خون مشاهده شدند(تعداد بلاست 10300).  انتقال كامل خون به تعداد 7 بار لازم شد. نوتروپني نسبتا ملايمي بطور مكرر مشاهده گرديد. در هفته هشتم اسهال مشاهده شد ولي تحت درمان حمايتي بهبود يافت. در هفته هفتم كلرامفنيكل (20ميلي گرم براي هركيلوگرم وزن زنده) داده شد ودرهفته نهم سولفاديازين، تري متوپريم(40ميلي گرم براي هركيلوگرم وزن زنده) تجويز شد كه در آن صورت نوتروپني شديد مشاهده گرديد. اگرچه نتايج رنگ آميزي شيميايي سلول در هفته سوم قابل دسترس بوده ولي اين طرح براي سرطان مييلوژن حاد(AML)تغيير داده نشد چون بيمار قوي و در حال واكنش خوب به سيكلوفسفاميد و وين كريستين بوده است. سلول هاي بلاست در حال گردش دائما به استثناي هفته هاي نهم ودهم قابل رويت بودند. كاهس ملايم ترومبوسيت ها بطور مداوم مشاهده مي شدند. در هفته دوازدهم سريعا بلاست هاي در گردش افزايش يافتند(27000). حفظ ونگهداري اين پروزه بي فايده وغير موثر شد ودرمان شيميايي با سيتوزين آرابينوسايد(100mg/m بصورت زيرجلدي دوبار در روز به مدت 2روز تقسيم شد) شروع شد. ازآنجا كه تعداد بلاست، نوتروفيل و پلاكتها در هفته بعد كاهش يافت(14240و11360و19000) وين كريستين بجاي سيتوزين آرابينوسايد تجويز گرديد.  بعد از درمان گربه در هفته سيزوهم، بتدريج حال گربه وخيم ترشد و 97 روز بعد تلف شد.  ما قادر به نكروپسي(كالبد گشايي) آن نشديم. اگرچه دسته بندي بيماري هاي مييلوپروليفراتيو بعضي مواقع مخصوصا در گربه ها مشگل است اما تشخيص براساس خصوصيات سلول هاي بلاست در گردش خون محيطي و مغز قرمزاستخوان انجام مي شود. ازآنجا كه خصوصيات مورفولوزيكي سلول هاي بلاست براي انواع مختلف سرطان خون مييلوژن حاد در گربه ها يكسان هستند براي طبقه بندي اين نوع رنگ آميزي شيميايي سلول تعيين فنوتيپ ايمني لازم است. تشخيص 1M  براساس يافته هاي ذيل انجام مي شود، تعداد جمعيت بلاست سل ها 90 درصد كل سلول هاي هسته دار در مغزقرمز استخوان هستند و اشكال شيميايي سلول ومورفولوژي بلاست ها بيشتر با مييلوبلاست ها است كه تمايزكمي دارند. وعدم حضور يك لمفوسيت و با استفاده ازآناليز سنجش سلولي جاري، تشخيص قابل اعتمادتر مي شود.  بعضي از خون شناسان رقمي بيشتراز 3 درصد مييلوسيت هاي اوليه،  بعنوان نشاندهنده رشد و بلوغ بكار برده اند ولذا AML را بعنوان 2 M طبقه بندي كردند.  براساس طبفه بندي FAB ، اين مورد بعنوان 1M طبقه بندي شد. تمام موارد سرطان خون حاد بايد در ارتباط با نوع پاسخ به شيمي درماني وتشخيص انواع سرطان طبقه بندي گردند. پيش آگهي بيماران انساني با 3M  و 7M  بسيار ناچيز گزارش شده است. چندين گزارش در ارتباط با سرطان خون غير لمفوئيدي حاد گربه انجام شده است. اين گزارشات قبل از انتشار ضوابط FAB بوسيله گروه مطالعاتي سرطان خون حيوانات شكل گرفته است واين اطلاعات محدود به طول دوره درمانگاهي است. كثرت وقوع عفونت FeLv در گربه هايي كه مبتلا به AML هستند نسبت به گربه هايي كه داراي سرطان خون لمفوبلاستيك حاد هستند بيشتر است. اين گربه درتست  FeLv مثبت هستند واحتمالا نارسايي مغزقرمز استخوان ناشي از FeLv است كه قبلا گزارش شده بود. بطور كلي، پيش آگهي گربه هاي مبتلا به AML اين باور را ايجاد مي كند كه بسيار ضعيف است. در مقوله دامپزشكي مورد AML در گربه ها پراكنده بوده وتقريبا بصورت موردي گزارش شده است. دريك گزارش مربوط به 15 گربه درمان شده با طرح COP ، مولف ميزان پاسخ كاملي را گزارش داده است كه بطور متوسط بهبودي ظرف مدت 7 ماه صورت گرفت. اعتقاد بر اين است كه پاسخ كامل وپيش آگهي سرطان غيرلمفوئيدي بسيار ناچيز باشد. حيوانات مبتلا به AML معمولا طول دوره درمانگاهي كوتاهي دارند واغلب به شيمي درماني پاسخ نمي دهند. مع الوصف گربه ي مبتلا به سرطان مگاكاريوسيتيك دردرمان با تركيبات شيمي درماني بمدت 3 ماه واكنش نشان داد(براساس يك مورد گزارش). اين مورد نسبت به پروتكل COP پاسخ داد و بمدت 14 هفته درمان شد( براساس اطلاعات مولف)، اين گربه مبتلا به AML اولين موردي بود كه بمدت طولاني زنده ماند. اين مورد ممكن است مثل ALL  براساس طبقه بندي قديمي تر تشخيص داده شود چونكه 90 درصد سلول هاي بلاست در رنگ آميزي پراكسيداز منفي بودند. دربيماران با 1M ، ممكن است ارتباطي بين نسبت بلاست هاي مثبت پراكسيداز و واكنش به شيمي درماني وجود داشته باشد.  بهرحال، گزارشاتي درارتباط با واكنش درماني انواع سلول هاي بلاست وجود ندارد. بهرحال غيرممكن است نتيجه گيري شود كه بيمار پاسخ كامل به طرح داده وخوب مديريت شده است. گربه ا ي كه 7 بار انتقال خون كامل دريافت كرده ومشاهده شده كه تعداد كلبول هاي قرمز بطور مكرر كاهش داشته اند، عدم سازگاري خون يا انتقال هاي مكرر ممكن است آنتي بادي جديد ايجاد كند ومنتج به سقوط مكررpcv شود. اگرچه كاهش در تعداد پلاكتها ونوتروفيل ها  مكررا مشاهده شده ولي توقف مييلين  محدود است. چونكه اين مورد از نظر تغذيه بوسيله صاحب آن خوب حمايت شده بود و مديريت  عوامل مي توانست ادامه دار باشد. درانسان اجراي عمل سيتوزين آرابينوسايد و ايداروبايسين پيشنهاد شده است. از آنجا كه چنين پروتكلي خيلي تهاجمي نيست لذا ممانعت شديد در مغز استخوان بطور مكرر رخ مي دهد كه انتقال مغز براي بيماران ضروري است. درپروتكل گزارش قبلي در مباحث دامپزشكي تركيبي از سيتوزين آرابينوسايد (100تا 200 روزانه بمدت 3 روز)، 6-تيوگوانين(40بمدت 4 روز) همراه با دوكسوروبايسين(30 ،وريدي، هر2 تا3 هفته) بيان شده است. بعد از تشخيص 1M، دوكسوروبايسين يا سيتوزين، آرابينوسايد بايد در اين مورد تجويز گردد. از آنجا كه گربه از نظر درمانگاهي خوب بود، پروتكل نتوانست تغييراتي ايجاد كند به استثناي الحاق كردن سيتوزين آرابينوسايد. مولفان براين باورند كه درمان بطور موثرموفقيت آميز بوده چون از روز اول كه اين مورد به ما ارائه شد فقط بمدت 3 روز بستري شد و زمان نسبتا اندكي براي انتقال خون و استعمال سيتوزين آرابينوسايد لازم شد. بعلاوه موارد بايد با كمك دسته بندي FAB طبقه بندي شوند. بنابراين عمل درمان صحيح و ارزش پيش آگهي براي هر نوع سرطان خون مييلوژن حاد، ممكن است.

 پايان

 


برچسب‌ها: درمان سرطان
نوشته شده توسط دکتر وت در 7:52 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم اسفند 1390

مروری جامع بر رویه های مدرن کنترل سالمونلا در گله های طیور

معرفی :

بیماری با پلوروم و تیفوئید پرندگان ، به لحاظ تاریخچه ، نشانه های کلینیکی ، همه گیر شناسی ، ضایعات ، کنترل و همچنین ، ریشه کنی واجد شباهت های زیادی میباشند . این در حالیست که بسیاری از محققین نیز از وجود نفاوت های بسیاری میان این دو جرم بیماری زا سخن به میان آورده اند .

توجه داشته باشید که این دو بیماری ، به وسیله دو گونه مختلف از باکتری ها ( سالمونلا گالیناروم و سالمونلا پلوروم ) ایجاد میشوند . اخیرا دو گونه باکتری فوق در یک گروه مشترک طبقه بندی شده اند . محققین ، این دو باکتری را در S.enterica sub sp طبقه بندی کرده اند .

بیماری پلوروم ( PD ) و تیفوئید پرندگان ( FT ) از جمله بیماری های سپتی سمی به شمار میروند که بصورت اولیه جوجه ها و بوقلمون ها را تحت تاثیر قرار می دهند ولی سایر گونه های پرندگان همانند بلدرچین ، قرقاول ، اردک و مرغ شاخدار را نیز بیمار می کنند .

هر دو بیماری یاد شده از طریق تخم مرغ منتقل شده و جنین را آلوده می کنند . از سوی دیگر ، عوامل بیماری زای این این دو بیماری ، توانایی باقوه ایی را در عادت کردن به گونه های مختلف پرندگان دارند . در این نوشته به مرور برخی از اقداماتی که میتواند به کنترل و ریشه کنی این بیماری ها منجر گردند خواهیم پرداخت و در نهایت روش های درمان آن را بررسی خواهیم کرد .

 

روند بیماری زایی :

تفاوت های مختلفی که در توانایی های انواع سالمونلا ها همانند سالمونلا پلوروم و سالمونلا گالیناروم در زنده ماندن و تکثیر در ارگان های احشایی ( بخصوص طحال و کبد ) وجود دارد را به مکانیسم ناشناخته ایی نسبت داده اند که سیستم فاگوسیت تک هسته ایی میزبان ( MPS ) را درگیر می کند .

این در حالیست که بر اساس برآوردهای صورت پذیرفته ، اردکها نسبت به درگیری با سالمونلا گالیناروم مقاوم می باشند . چنین مقاومتی ، میتواند به دلیل عدم توانایی ذاتی باکتری های فوق به تکثیر در MPS اردک ها باشد .

بدلیل توانایی های این باکتری ها در بیمار نمودن جوجه ها و بوقلمونها و همچنین ، تکثیر در میان سلول های MPS این پرندگان ، احتمال آن می رود که نقش ایمنی وابسته به سلول ، در مقاومت و بهبود آنها نسبت به سالمونلا گالیناروم و پلوروم ، پر رنگ باشد .

در یک مطالعه تحقیقاتی ، این نکته به اثبات رسید که آلودگی سلول های اولیه جوجه ها با سالمونلا گالیناروم سبب کاهش اینترلوکین یک بتا در این سلول ها میشود . این در حالیست که بر اساس تحقیقات صورت پذیرفته ، اینترلوکین 6 در این سلول ها هیچ تغییری نمی کند .

بسیاری از محققین ، کاهش اینترلوکین یک بتا را کمبود در ارائه یک پاسخ التهابی مناسب در نتیجه بیماری عمومی با سالمونلا گالیناروم می دانند . اما در مطالعه ایی دیگر ، محققین به این نتیجه رسیدند که سالمونلا پلوروم در مرحله نخست و قبل از درگیر نمودن روده ها ، بورس فابریسیوس پرنده را هدف قرار می دهد .

از سوی دیگر ، در مطالعه ایی که بر روی جوجه های درگیر با سالمونلا گالیناروم صورت گرفت ، محققین در روز سوم پس از بیماری ، درگیری لوکوسیت ها را مشاهده نمودند . این درحالی بود که 10 روز پس از بروز بیماری نیز ، لوکوپنی قابل مشاهده بود . بسیاری از پژوهشگران نیز معتقدند که بیماری با سالمونلا گالیناروم سبب آنمی و افزایش محتوای اسید سیالیک سرم خون جوجه ها خواهد شد .

 

ایمنی :

در حال حاضر ، اطلاعات اندکی در مورد ایمنی بر علیه PD و FT در دسترس میباشد . شاید به همین دلیل است که صنعت طیور ، موفقیت های بزرگی در ریشه کنی این بیماری ها در مزارع پرورش طیور تجاری به دست آورده است .

بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، جوجه هایی که در روز چهارم زندگی خود ، بصورت دهانی با این اجرام بیماری زا درگیر شدند ، تا 20 یا 40 روزگی زندگی خود ، آنتی بادی های آگلوتینه قابل تشخیصی تولید نکردند . این در حالیست که 3 تا 10 روز پس از بیماری پرندگان بالغ با این دسته از باکتری ها ، آنتی بادی های آگلوتینه قابل شناسایی خواهند بود .

بر اساس تحقیقات صورت پذیرفته ، این نکته به اثبات رسیده است که حداکثر میزان آنتی بادی های تولید شده ، تا 100 روز پس از بروز بیماری در جوجه ها ، به دست نخواهد آمد . این درحالیست که تاکنون احتمال نقش آنتی بادی های آگلوتینه در ایجاد بیماری در میزبان های این باکتری ها ، مشخص نشده است .

 

تشخیص تفریقی :

نشانه های کلینیکی و ضایعات ایجاد شده توسط PD یا FT ، از شاخصه های این بیماری ها نبوده و نمیتوانند ملاک تشخیص قطعی دامپزشکان قرار گیرند . توجه داشته باشید که انواع سالمونلاها ضایعاتی شبیه به این بیماری را در کبد ، طحال و روده ایجاد می کنند . بر اساس گزارشات منتشر شده ، آسپرژیلوس و سایر قارچ ها نیز ضایعاتی شبیه به درگیری با باکتری های یاد شده را ایجاد میکنند .

سالمونلا پلوروم و سالمونلا گالیناروم ، توانایی محلی شدن در مفاصل اصلی و صفحات تاندونی جوجه ها را دارد . چنین نشانه ها و ضایعاتی ، شباهت زیادی به تاثرات ارگانیسم هایی چون مایکوپلاسما سینویا ، استافیلوکوکوس اورئوس ، پاستورلا مولتی سیدا یا Erysipelothrix Rhusiopathiae خواهد داشت .

در برخی موارد ، ندول های سفید رنگی در قلب جوجه های جوان مشاهده شده است . چنین ندول هایی ، شباهت بسیاری زیادی به تومورهای به وجود آمده ناشی از بیماری مارک دارد . احتمال آن وجود دارد که بیماری با سالمونلا پلوروم و سالمونلا گالیناروم در پرندگان بالغی که تاقل آن هستند ، بصورت محلی در تخمدان ها شناسایی گردد . این در حالیست که چنین علائمی ، شباهت بسیار زیادی به درگیری با سایر بیماری های باکتریایی چون کلی فرم ها ، Staphylococci ، پاستورلا مولتی سیدا ، Streptococci و سایر سالمونلاها دارد .

بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، این نکته به اثبات رسیده است که پرندگان ، در هر سنی ممکن است که با سالمونلا پلوروم یا سالمونلا گالیناروم ، درگیر شده ولی هیچگونه علائمی را بروز ندهند . این نکته را مد نظر قرار دهید که تشخیص قطعی سالمونلا پلوروم و سالمونلا گالیناروم ، تنها پس از جداسازی و شناسایی این اجرام بیماری زا ، قابل انجام است .

 

استراتژی های مداخله :

از مدت ها قبل ، این نکته به اثبات رسیده است که با اجرای مناسب بسیاری از رویه های تعریف شده ، میتوان به پرورش گله های جوجه و بوقلمون های عاری از PD و FT پرداخت . این در حالیست که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ، PD و FT را میتوان مثال مناسبی از بیماری هایی دانست که رخداد آنها ، با بکارگیری رویه های مدیریتی پایه استاندارد ، طی سال های اخیر کاهش یافته است .

در ساده ترین مفهوم ، به منظور عاری نمودن گله های مادر از درگیری با سالمونلا گالیناروم و سالمونلا پلوروم ، میتوان آنها را از در معرض ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم قرار گرفتن با پرندگان درگیر با این بیماری حفظ نمائیم . تحت چنین شرایطی ، گله مادر و نتاج حاصل از آنها از درگیری با این بیماری ها مصون خواهند بود .

 

رویه های مدیریتی : 

روش های مدیریتی فراوانی ، به منظور پیشگیری از درگیری پرندگان با اجرام مختلف بیماری زا طراحی و تعریف شده اند . با استفاده از چنین روش هایی شما قادر خواهید بود تا محصولاتی عاری از اجرام بیماری زایی چون سالمونلا ها تولید نمائید .

توجه داشته باشید که تنها تخم مرغهای عاری از PD و FT را بایستی در هچرها قرار دهید . دلیل آن نیز انتقال این اجرام از طریق تخم مرغ میباشد . بنابراین ، پذیرفتن تخم مرغ از گله های شناخته شده ، اهمیت فراوانی دارد . تنها تحت چنین شرایطی است که گله های مادر جوجه ها و بوقلمون ها و همچنین ، نتاج آنها ، عاری از PD و FT خواهند بود .

به منظور پیشگیری از درگیری گله ها با PD یا FT ، چنین اقداماتی را بایستی بصورت گسترده بکار برد . اما توجه داشته باشید در صورتی که گله ایی به این دو جرم بیماری زا آلوده شد ، ناقلین را بایستی تا حد امکان محدود نمود . چنین محدودیت هایی ، بایستی به صورت منظم و تا زمان بهبود کامل گله ، اعمال گردد .

1 . جوجه ها و بوقلمون ها را بایستی از منابع عاری از PD یا FT تهیه نمود .

2 . آن دسته از لوازم و تجهیزاتی که عاری از تیفوئید و پلوروم میباشند را نبایستی ، بار دیگر در تماس با پرندگان بیمار یا مشکوک قرار داد .

3 . جوجه ها و پولت ها را بایستی در محیطی مناسب نگهداری نمود و پرورش داد . چنین محیطی بایستی قبل از آغاز دوره پرورش ، ضدعفونی شده باشد . چنین اقداماتی سبب محدودیت انتقال سالمونلا از گله های قبلی به گله تحت پرورش شما خواهند شد .

4 . پیشنهاد میشود که در پروش جوجه ها و پولت ها ، از جیره پلت شده یا کرامبل استفاده گردد . استفاده از چنین جیره هایی ، سبب کاهش میزان آلودگی آن به انواع سالمونلاها همانند سالمونلا پلوروم یا گالیناروم میشود . عدم آلودگی اجزای غذایی نیز منجر به کاهش احتمال خطر درگیری گله با اجرام بیماری زای یاد شده میشود . بنابراین ، به نظر می رسد که استفاده از جیره عاری از سالمونلا ، از پراهمیت ترین بخش های کنترل این بیماری در گله های پرورشی طیور میباشد .

5 . با استفاده از بکارگیری اقدامات امنیت زیستی ، ورود سالمونلا از منابعی در خارج از گله ، کاهش خواهد یافت .

الف ) بر اساس نتایج تحقیقات صورت پذیرفته ، بطور معمول ، پرندگان آزاد ناقل انواع مختلفی از سالمونلا ها میباشند . اگرچه به نظر میرسد که چنین پرندگانی ، کمتر با سالمونلا پلوروم یا سالمونلا گالیناروم درگیر می شوند . با این حال ، بایستی طیور پرورشی را از این پرندگان ، جدا نگاه داشت .

ب ) احتمال آن می رود که موش ، خرگوش ، گربه ، سگ و سایر حیوانات خانگی ، ناقل سایر انواع سالمونلاها باشند . اما بر اساس نتایج مطالعاتی که صورت پذیرفته است ، چنین حیواناتی ، به ندرت با سالمونلا پلوروم یا گالیناروم درگیر میشوند . از این رو پیشنهاد میشود که از ورود چنین حیواناتی به سالنهای پرورش طیور اجنماب نموده و برنامه مدونی را برای کنترل آنها داشته باشید .

ج ) کنترل حشرات در مزارع پرورش طیور ، از اهمیت ویژه ایی برخوردار است . این در حالیست که مبارزه با مگش ، جرب طیور و کرم ها ، در کنترل بیماری سالمونلا نقش مهمی را ایفا می کند . در بسیاری از گزارشات منتشر شده ، نابودی این حشرات ، منجر به بهبودی پرندگان و عاری شدن گله از اجرام بیماری زا شده است .

د ) در مزارع پرورش طیور ، جهت تامین آب آشامیدنی پرندگان ، بایستی از آب قابل شرب استفاده نمود یا آب را بخوبی کلره نمود . بسیاری از محققین بر این باورند که استفاده از آب تالاب ها در مزارع پرورش طیور و سایر حیوانات ، یکی از دلایل اصلی آلودگی به انواع سالمونلاها میباشد .

ح ) در جهت کنترل و پیشگیری از بروز این بیماری ، بایستی توجه ویژه ایی را به ناقلین مکانیکی این ارگانیسم داشت . وسایل و تجهیزاتی چون پوشش های پا ، لباس ، تجهیزات پرورش ، فرآوری و جعبه های حمل تخم مرغ ، در این بین از اهمست ویژه ایی برخوردارند . بنابراین ، توجه داشته باشید که بایستی تمامی اقدامات احتیاط آمیز را در جهت پیشگیری از بروز این بیماری ها ، در مزارع پرورش طیور به کار برد .

خ ) انهدام صحیح لاشه ها نیز از جمله مواردی است که بایستی در هنگام کنترل این اجرام بیماری زا ، مورد توجه قرار داد .

 

حذف ناقلین :  

بسیاری از یافته های محققین در جهت کنترل این دو جرم بیماری زا ، در سال 1913 میلادی منتشر گردید . در این تحقیقات ، آزمایش TA ، جهت شناسایی بیماری فوق پیشنهاد شده بود . مقامات دولتی با انجام بررسی های بیشتر بر روی خصوصیات این آزمایش ، رویه آن را جهت بکارگیری در برنامه های کنترل و محدودسازی ایالتی این بیماری ، پذیرفتند . برنامه های کنترل ایالتی فوق، شامل شناسایی و برداشتن عوامل بروز این بیماری بوده است .

توجه داشته باشید که در برنامه های کنترل و محدودسازی سالمونلا ، نمیتوان تنها به آزمایش فوق تکیه نمود . در واقع در جهت شناسایی و محدود نمودن پرندگان بیمار ، رویه خاصی نیاز خواهد بود . چنین رویه ایی از آن جهت نیاز خواهد بود که :

1 . تیترهای آگلوتیناسیون سرم پرندگان بیمار ، نوسان زیادی دارد . چنین نوسانی ، ممکن است سبب از میان رفتن آگلوتیناسیون مشخص در رقت های 25 : 1 یا 50 : 1 گردد .

2 . بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، این نکته به اثبات رسیده است که تاخیری میان رخداد بیماری و گسترش آگلوتیناسیون وجود دارد .

3 . پس از برداشتن عوامل بیماری زا در محیط ، آلودگی فوق در محیط باقی خواهد ماند و عاملی برای درگیری سایر پرندگان در دوره های بعدی خواهد بود .

 

آزمایشات سرم شناسی :

همانگونه که در مباحث قبلی نیز اشاره گردید ، علاوه بر آزمایش TA ، سایر آزمایشات سرم شناسی چون RA ، WB و MA نیز گسترش یافته است . به طور حتم ، تمامی آزمایشات ذکر شده ، در شناسایی ناقلین این بیماری موثر واقع خواهند شد .

آزمایش MA بر اساس آزمایش TA صورت می پذیرد و مزیت های فراوانی را با قیمتی پائین تر ارائه می دهد . این در حالیست که NPIP ، 4 روش آزمایش استاندارد TA ، WB ، RS و MA را برای بررسی سالمونلاهای یاد شده در جوجه ها ، مورد تائید قرار داده است . در میان آزمایشات یاد شده ، تنها آزمایش WB ، برای سنجش این اجرام بیماری زا در بوقلمون ها ، رضایت بخش نیست .

اما توجه داشته باشید که آزمایشات فوق ، پس از آن که جوجه ها و بوقلمونها در سن 16 هفتگی زندگی خود به حداکثر میزان ایمنی زایی دست یافتند ، کارایی فراوانی خواهند داشت . این در حالیست که آزمایش الایزا نیز در جهت بررسی وضعیت PD و FT در گله ها ، در دسترس میباشد .

از سوی دیگر ، نوعی آزمایش متفاوت WB ، در کشور ژاپن و به منظور استفاده روزمره رواج یافته است که با اصول این آزمایش در ایالات متحده آمریکا ، متفاوت است . آنتی ژن مورد استفاده در این آزمایش ، از رشد محیطی در سیستم محیط Broth حاصل میشود . تحت چنین شرایطی ، در جهت تضمین توانایی آگلوتیناسیون ، ممکن است نیازمند مخلوط نمودن قطعات باشیم .    

اما گواهی نهایی آزمایشات سرم شناسی این بیماری ها را بایستی با یک یا چند آزمایش باکتری شناسی مورد تائید قرار داد . در صورتی که در یک گله ، تنها واکنش های مشکوکی مشاهده شده است ، برخی از پرندگانی که احتمال آلودگی آنها بالاتر است را باید به منظور بررسی های مجدد از طریق آزمایشات باکتری شناسی ، به یک آزمایشگاه مجهز ارسال نمود .

توجه داشته باشید که در آزمایشات معمول ، نبایستی گله ایی را تنها بر اساس واکنش های مشکوک یا نامشخص ، به عنوان گله آلوده در نظر گرفت . این امر نیز به آن دلیل میتواند باشد که چنین واکنش هایی ممکن است در نتیجه سایر بیماری های شبیه به آلودگی با سالمونلا پلوروم یا سالمونلا گالیناروم ، باشد .

 

واکنش دهنده های غیر از گالیناروم و پلوروم :

واکنش دهنده های غیر از گالیناروم و پلوروم ، عموما سبب بروز مشکلاتی در تفسیر نتایج میشوند . این مبحث از آن جائی مطرح میشود که آنتی ژن های باکتری های مختلف شباهت زیادی به آنتی ژن های فوق داشته و ممکن است سبب تولید پاسخ آگلوتینین شوند .

تاکنون ، گزارش های زیادی مبنی بر بروز واکنش هایی با آنتی ژن های غیر از پلوروم منتشر شده است . بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، این نکته به اثبات رسیده است که بیماری با کلی فرم ها ، میکروکوکسی و استرپتوکوک ها ، بخصوص اجرامی که در گروه D جدول لانسفیلد قرار می گیرند ، مسئول درصد بالایی از واکنش های غیر از پلوروم در جوجه ها هستند .

بیماری با سایر باکتری ها همانند Staphylococcus epidermitis ، Micrococcus Spp ، Aerobacter aerogenus ، Proteus Spp ، اشرشیا کولی و گونه های arizonae ، providential و سیتروباکتر نیز مسئول بسیاری از واکنش های غیرپلوروم بوده اند . این در حالیست که به نظر می رسد ، سایر سالمونلاها بخصوص انواعی چون سالمونلا انتریدیتیس که در گروه D لانسفیلد قرار می گیرند ، مسئول برخی از واکنش های متقاطع خواهند بود .

میزان واکنش دهنده های غیرپلوروم ، از نظر میزان در گله متفاوت بوده و در برخی موارد ، تا بیش از 30 یا 40 درصد نیز می رسند . اما از سوی دیگر ، خصوصیات آگلوتیناسیون نیز متفاوت بوده و بر روی نتایج تاثیرگذار میباشد .

در خلال بررسی های باکتری شناسی ، واکنش دهنده های تفریقی و مشخص کننده ، تنها روش قابل بررسی وضعیت بیماری در یک گله بوده و بطور معمول ، تنها روش مشخص نمودن و تفریق سالمونلا پلوروم و گالیناروم از یکدیگر میباشند .

 

برنامه کنترل جهانی :  

NPAIP ، جزئیات خاص و ضوابط و معیارهای فراهم سازی و پرورش گله های عاری از سالمونلا پلوروم و تیفوئید را در مزارع پرورش طیور و همچنین ، هچری های ایالات متحده را مشخص ساخته است . این ضوابط و معیارها بر اساس مزرعه بوده و اقدامات مدیریت هچری و پایش سالیانه تمامی یا بخشی از گله را نیز شامل میشوند . چنین اقداماتی ، از ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم این اماکن با تجهیزات آلوده جلوگیری می کند .

اگر در یک مزرعه ، اقداماتی در جهت عاری نمودن گله از درگیری با سالمونلا صورت پذیرفته است ، بایستی به مدت 2 تا 4 هفته ، گله را بصورت مداوم ، تحت پایش قرار داد . این پایش بایستی تا زمانی ادامه یابد که دو آزمایش متوالی از گله که با فاصله 21 روز از یکدیگر صورت می پذیرند ، منفی شوند .

بر اساس بررسی های صورت پذیرفته ، این نکته به اثبات رسیده است که بیماری فوق را میتوان از طریق انجام آزمایشات دوره ایی کوتاه مدت ، محدود نمود .

بطور معمول ، 2 تا سه بار ارسال نمونه جهت شناسایی موارد درگیری در یک گله ، کافی خواهد بود . این در حالیست که بیماری ، به رشد و گسترش خود در گله ادامه خواهد داد .

 

ریشه کنی در ناحیه :

در این بخش ، ضروریات برنامه های ریشه کنی درگیری با این اجرام بیماری زا ، برای یک ناحیه ترسیم شده است :

1 . درگیری با PD و FT را بایستی اجبارا گزارش نمود .

2 . مناطق شیوع را بایستی قرنطینه کرد و گله های درگیر را نیز بایستی به شدت و دقت ، تحت مراقبت و پایش قرار داد .

3 . تمامی گزارشات و موارد درگیری با PD و FT در یک ناحیه را بایستی مقامات فدرال یا منطقه ایی مورد بررسی قرار دهند .

4 . بر واردات محصولات و مواد اولیه طیور بایستی نظارت کاملی صورت پذیرد . از سوی دیگر ، چنین مواردی را بایستی از منابعی تهیه نمود که عاری از PD یا FT میباشند .

5 . آئین نامه هایی بایستی تهیه و تدوین گردند که بر اساس قوانین مصوب آنها ، محصولات مزارع آلوده به مجامع عمومی راه نیابند .

6 . در اجرای برنامه های NPIA یا سایر برنامه های مشابه ، در جهت کنترل پلوروم – تیفوئید ، نیازمند مشارکت کل گله های طیور مادر و هچری ها خواهیم بود .

در سال 2000 میلادی ، 143 ایالت در آمریکا ، با اجرای برنامه هایی از این دست ، عاری از سالمونلا تیفوئید و پلوروم شناخته شدند . این در حالیست که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ، هنوز هم مخزن PD در حیاط منازل و گله های روستایی وجود دارد .

اما توجه داشته باشید که مخزن یاد شده ، به طور حتم وسعت و گستردگی بیشتری را خواهد داشت چرا که تمامی ایالات در کشور آمریکا ، چنین برنامه ایی را جهت پایش طیور غیرتجاری و زینتی ندارند .

بر اساس تجربیات به دست آمده ، این نکته به اثبات رسیده است که جداسازی طیور تجاری و غیرتجاری در پیشگیری از انتقال سالمونلا پلوروم و سالمونلا گالیناروم ، کاملا موثر بوده و اثرات مفیدی دارد . بنابراین به این نکته توجه داشته باشید که گله های محلی درگیر ، برخی خطرات را در گله های تجاری منطقه ، مطرح می کنند .

این در حالی است که در مناطق تحت کنترل ، گله های طیور را بایستی دائما تحت پایش قرار داد . چنین اقدامی سبب کاهش احتمال درگیری تصادفی طیور تجاری خواهد شد .

 

واکسیناسیون :

به دلیل آن که بیماری PD در خلال سال های اخیر با اجرای برنامه های مدون و منظم مراقبت و پایش ، از اکثر گله های تجاری ریشه کن شده است و این برنامه ها نیز همچنان ادامه دارند ، در حال حاضر ، انگیزه بسیار کمی برای تولید واکسن هایی در جهت کنترل PD وجود دارد .

این در حالیست که بیماری با تیفوئید ، همچنان مشکلاتی جدی را در بسیاری از نواحی تولیدات طیور دنیا پدید می آورد . توجه داشته باشید که هیچگونه باکترین کشته شده ایی در جهت کنترل سالمونلا گالیناروم که به تائید مقامات فدرال ایالات متحده آمریکا رسیده باشد ، تولید نشده است .

از سوی دیگر ، انواعی از واکسن های زنده اصلاح شده در سایر نقاط دنیا مورد استفاده قرار می گیرد . اما استفاده از چنین واکسن هایی درآمریکا ممنوع بوده و به تاثید مقامات دولتی این کشور نرسیده است .

مطالعات بسیار زیادی در جهت کنترل و ارزیابی واکسن های زنده و مرده و همچنین ، پلاسمیدهای با حدت مختلف صورت پذیرفته است . با توجه به رخداد ناگهانی FT در بسیاری از کشورهای دنیا ، مطالعات فراوانی بر روی استفاده از سویه 9R ، به عنوان واکسن های زنده آشامیدنی ، قابل تزریق یا بدون یاری دهنده روغنی واکسن ها صورت پذیرفته است . انجام چنین مطالعاتی ، نتایج مختلفی را نیز حاصل شده است .

بر اساس گزارشات منتشر شده ، به نظر میرسد که پروتئین های غشایی خارجی سالمونلا گالیناروم ، حفاظت بهتری را در پرنده ایجاد میکند .

نتایج تحقیاتی که اخیرا بر روی ایمنی زایی پرندگان برعلیه FT صورت پذیرفته است ، نوید دهنده احتمال یافتن راههای مختلفی در جهت حفاظت پرندگان بر علیه سالمونلا گالیناروم میباشد .

 

درمان :

داروهای موثری از نوع Prophylactic و therapeutic بر علیه PD و FT گسترش یافته است . اما این نکته را مدنظر داشته باشید از آنجائی که در کانادا و ایالات متحده ، هر تلاشی در جهت ریشه کنی این بیماری ها صورت می پذیرد ، بنابراین محققین به دنبال درمان آن نیستند .

بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، این نکته به اثبات رسیده است که سولفانامیدهای مختلف ، نیتروفوزان ها ، کلروآمنیکول ، تتراسایکلین ها و آمینوگلیکوزیدها در کاهش تلفات ناشی از PD و FT ، موثر می باشند . این در حالیست که ناکنون هیچ ترکیب یا دارویی ، به درمان بیماری های فوق منجر نشده است .

از سوی دیگر ، برخی محققین معتقدند که مصرف مکرر سولفانامیدها سبب سرکوب رشد شده و این احتمال وجود دارد که در مصرف غذا ، آب یا تولید تخم مرغ سبب بروز تداخلاتی گردد . سولفانامیدهایی که تاکنون در درمان PD یا FT مورد استفاده قرار گرفته اند ، شامل سولفادیازین ، سولفامرازین ، سولفاتیازول ، سولفامتازین و سولفاکوئینوکسالین میباشند .

اما در اکثر مطالعات صورت پذیرفته ، این نکته به اثبات رسیده است که تعداد قابل توجهی از پرندگانی که با این دو جرم بیماری زا درگیر شده بودند ، پس از ممعالجه با دارو از مرگ نجات یافتند . از سوی دیگر ، استفاده از اسپری نئومایسین سولفات ، قبل از انکوباسیون بر روی تخم مرغ ها در کنترل PD جوجه ها مفید واقع شده است .

اما بر اساس بررسی های صورت پذیرفته ، به نظر می رسد که غوطه ور سازی تخم مرغ های آلوده در 800 ppm از مایع آنتی بیوتیک هایی چون جنتامایسین ، در کنترل سالمونلا گالیناروم در تخم مرغ ها ، یاری رسان باشد .

از سوی دیگر برخی از محققین ، گزارشاتی را در مورد مقاومت سالمونلا پلوروم به کلرتتراسایکلین و نیتروفورازون منتشر نموده اند . این در حالیست که به نظر می رسد بسیاری از جدایه های سالمونلا گالیناروم نیز در برابر فورازولیدون درصد مقاومتی را از خود نشان دهند . 

 تهیه ، تنظیم و ترجمه :

علیرضا گائینی ، دانشجوی رشته دکترای دامپزشکی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار .

منبع :

Disease Of Poultry , 11Th Edition , Blackwell Science Co.,PP
برچسب‌ها: سالمونلا
نوشته شده توسط دکتر وت در 7:51 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم اسفند 1390

استفاده از ویتامین ها در پرورش جوجه های گوشتی

ویتامین ها از جمله ریز ذرات مغذی میباشند که در بسیاری از واکنش های متابولیک طبیعی بدن شرکت داشته و از این رو ، در حفظ شرایط سلامتی بدن و راندمان تولید ، نقشی بسیار مهم را ایفا می نمایند .

به نظر می رسد که طی سالهای اخیر و در مقایسه با سایر مواد مغذی ، مطالعات اندکی بر روی حداقل سطح مورد نیاز ویتامین در جوجه های گوشتی صورت پذیرفته است . بر اساس برآوردهای صورت پذیرفته ، سطوح بسیار متفاوتی از انواع ویتامین ها در جیره های مصرفی توسط جوجه های گوشتی تجاری ، مورد استفاده قرار می گیرد .

اکثریت سطوح پیشنهادی توسط NCR ، بر اساس مطالعات قدیمی بوده  ، تحت شرایط کنترل شده محاسبه شده اند و حداقل میزانی می باشند که با استفاده از آنها ، پرندگان علائم کمبود ویتامین را بروز نخواهند داد . چنین مقادیری ، بهترین راندمان پرندگان ، تحت شرایط چالش زای مزارع ما را مد نظر قرار نداده اند .

به هرحال ، بایستی این نکته را مدنظر قرار داد که نژادهای مدرن ، سرعت رشد و راندمان بالایی داشته و با توجه به پتانسیلهای بالقوه ژنتیکی آنها ، سطوح نیازمندی های تغذیه ایی بالاتری دارند .

 از سوی دیگر ، علاوه بر میزان تولید ، پارامترهای دیگری چون ایمنی ، آسایش ، خصوصیات لاشه ، آنالیزهای میکروبیولوژیک و غیره را نیز بایستی در هنگام محاسبه میزان ویتامین مورد نیاز پرنده ، مد نظر قرار داد . احتمال آن میرود که فراهم سازی سطوح بالاتری از حداقل میزان پیشنهادی ، به راندمان تولید بیشتر ، وضعیت سلامت بهتر ، آسایش و کیفیت لاشه مناسب تر ، منتج گردد .

تحت چنین شرایطی ، ویتامین ها از جمله ریز ذرات مغذی می باشند که تقریبا در تمامی فرایندهای آلی متابولیک ، حضور داشته و به منظور دستیابی به عملکرد خوب و سلامت مناسب گله های پرورشی ، نقشی مهم را ایفا می نماید . کمبود یک یا چندین نوع ویتامین میتواند به بروز اختلالات متابولیک ، کاهش تولید ، تاخیر در رشد ، مشکلات در تولید مثل و کاهش ایمنی منتهی شود .

ویتامینها ، بر اساس قابلیت حل در لیپیدها ، در دو گروه مختلف قابل حل در آب یا قابل حل در چربی ، طبقه بندی می شوند . ویتامین های قابل حل در چربی ، شامل ویتامین های A ، D ، E ، K و ویتامین های کمپلکس B ( B1 ، B2 ، B6 ، B12 ، فولیک اسید ، نیکوتونیک اسید ، پانتوتنیک اسید ) می باشند . ویتامین C نیز در گروه ویتامینهای قابل حل در آب ، طبقه بندی میشود .

ویتامین های قابل حل در چربی ، عموما در گسترش و نگهداری بافت های بدن نقش دارند . این در حالیست که ویتامین های قابل حل در آب در ساختارهای کاتالیتیک تاثیر دارند و یا به عنوان کنترل کننده متابولیسم ( کوآنزیم ) ، نقش خود را ایفا می کنند .

متون علمی ، وجود تفاوتهای بسیار زیادی از سطوح ویتامینهای مورد استفاده در جیره جوجه های گوشتی را به ثبت رسانیده اند . تحت چنین شرایطی ، جذابیت تحقیقات در جهت دستیابی به سطوحی از ویتامین ها که بهترین بازگشت اقتصادی را بدون بروز هیچگونه عوارضی در پرندگان داشته باشد ، بسیار بالاست .

ویتامین های قابل توصیه :

هنگامیکه متخصصین تغذیه ، نیازمندیهای پرنده به ویتامین ها را در نظر می گیرند ، فاکتورهای مختلفی را بایستی مد نظر قرار دهند . این فاکتورها به طور حتم در نیازمندیهای پرنده به مواد مغذی ، متاثر خواهند بود .  برخی از این فاکتورها عبارتند از :

ü       نژاد .

ü       جنس .

ü       رویه های مدیریتی .

ü       وضعیت رشد پرنده .

ü       استرس و بیماری ها .

از سوی دیگر ، برخی فاکتورها نیز به مواد غذایی باز می گردند . از جمله این فاکتورها میتوان به سطح انرژی جیره ، ذخیره سازی آن و منبع مورد استفاده برای ویتامین ها ، اشاره نمود . طی سالیان اخیر ، مطالعات فروانی در سراسر دنیا به منظور استفاده از سطوح بالاتر ویتامینها در جیره غذایی ، در جهت بهبود ارزش غذایی و دستیابی به کیفیت بهتری از گوشت مصرفی ، صورت پذیرفته است .

منابعی چون NCR ، AFRC ، INRA از مهمترین سازمانها ، ارگانها و منابعی میباشند که به ارزیابی ، مطالعه و محاسبه سطوح ویتامین های مورد استفاده در مراحل مختلف تولید پرداخته اند .

این در حالیست که منابع یاد شده ، در اکثر موارد حداقل نیازمندی های پرندگان را در نظر می گیرند . حال آن که تحت شرایط پرورشی در داخل مزارع ، نیازها اندکی متفاوت بوده و بنابراین ، میان مقادیر پیشنهادی و مصرفی ، فاصله زیادی وجود دارد .

اکثر مطالعاتی که به منظور ارزیابی و تخمین میزان ویتامین های مورد نیاز جوجه های گوشتی صورت پذیرفته ، تحت شرایط تجربی کنترل شده انجام گرفته و در طول تمامی مراحل مطالعه ، از جیره های خالص یا نیمه خالص استفاده شده است . چنین جیره هایی به شدت قابل هضم بوده ، مواد غذایی تشکیل دهنده آن Bioavailability بالایی داشته و شامل برخی ذرات غذایی می باشند که به طور معمول ، در جیره غذایی جوجه های گوشتی مورد استفاده قرار نمی گیرند .

جیره هایی که پرندگان ، با استفاده از آنها در شرایط تجربی آزمایشگاهها تغذیه می شوند ، حاوی کازئین ( منبع پروتئین ) و دکستروز ( منبع انرژی ) میباشند . استفاده از این مواد غذایی نیز بیانگر این نکته است که میان شرایط مزرعه و آزمایشگاهها ، تفاوتهای فراوانی وجود دارد .

علاوه بر آن ، طی سی سال گذشته ، مطالعات اندکی به منظور ارزیابی نیاز پرندگان گوشتی مدرن به ویتامین ها ، صورت پذیرفته است . این پرندگان به طور حتم ، ظرفیت ژنتیکی بالاتری برای رشد داشته ، نزدیک به 20 درصد ضریب تبدیل آنها بهبود یافته و 87 درصد ، وزن گیری روزانه آنها بیشتر شده است ( 26.8 گرم به ازای هر روز در سال 1970 به 50 گرم به ازای هر روز در سال 2000 میلادی ) . 

امروزه علاوه بر علائمی که در هنگام کمبود ویتامین ها مشاهده می شود همانند وزن گیری پائین و ضریب تبدیل نامناسب ، فاکتورهای دیگری را نیز بایستی در جوجه های گوشتی مدنظر قرار داد . پاسخ ایمنی ، رفاه پرنده و کیفیت تولید نهایی ( گوشت و تخم مرغ ) ، از جمله این پارامترها می باشند .

هدف بسیاری از تولیدکنندگان ، افزایش ارزش غذایی و زمان ماندگاری تولید نهایی می باشد . به منظور جبران نوساناتی که در هنگام مصرف مواد غذایی توسط پرنده روی می دهد ، برخی از متخصصین پیشنهاد می کنند تا سطوح بالایی از ویتامینها را به پرندگان گوشتی ، تجویز نمائیم . از سایر عواملی که منجر به نوسانات یاد شده می شوند می توان به Bioavailabity ویتامینهای مورد استفاده ، فاکتورهای ضد تغذیه ، استرس ( دما ، تراکم ، رویه های مدیریتی ، بیماری و ... ) اشاره نمود .

فاکتورهای فوق ، از جمله عواملی می باشند که میتوانند سبب بروز تغییراتی در حداقل میزان ویتامین های مورد استفاده توسط پرنده گردد .

Castaing و همکاران در سال 2003 میلادی ، مطالعه ایی را به منظور مقایسه عملکرد پرندگان تحت دو شرایط مختلف ، طراحی نمودند . در این مطالعه ، دو سطح مختلف از ویتامین ها به پرندگان گروههای مختلف ارائه شد . نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که افزایش استفاده از ویتامین ها ( دوبرابر میزان استاندارد ) سبب افزایش وزن جوجه ها در 38 روزگی (1919 گرم ) میشود . این در حالی بود که وزن جوجه ها در سایر گروهها ، حداکثر 1878 گرم بود .

علاوه بر آن ، با بررسی های صورت پذیرفته ، این نکته به اثبات رسید که میزان ویتامین E در لاشه ها نیز بیشتر بود ( 5.4 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم ) .

Pérez-Vendrell و همکاران نیز نتایج مشابهی را در سال 2002 میلادی به دست آورده بودند . این محققین به بررسی تاثیرات میزان تراکم بر نحوه وزن گیری ، ذخیره ویتامینها در گوشت و ... پرداخته بودند . در این مطالعه ، پرندگان در دو گروه طبقه بندی شدند . در گروه اول 12.7 پرنده به ازای هر متر مربع و در گروه دوم ، 16.4 پرنده به ازای هر متر مربع قرار داده شد . بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه ، بهترین خروجی ( وزن گیری ، دریافت غذا ، ذخیره ویتامین در گوشت ) تحت هر دو شرایط ایجاد شده ، هنگامی به دست آمد که میزان مصرف ویتامینها بیش از مقادیر عادی پیشنهادی بود .

در این چهارچوب ، فراهم سازی ویتامینها میتواند بر اساس مفاهیم تعریف شده توسط OVN صورت پذیرد . این مقادیر ، توسط DSM به عنوان مناسب ترین سطح استفاده از ویتامین های قابل حل در آب و چربی ، معرفی شده است .

هدف نهایی تمامی تولیدکنندگان ، فراهم نمودن شرایطی مناسب برای وضعیت سلامت و رفاه پرندگان و تولید غذایی مناسب برای مصرف کنندگان نهایی میباشد . توجه داشته باشید که میتوان 4 سطح پاسخ را برای به چهار سطح مصرف ویتامین ها نسبت داد . موضوع فوق در شکل شماره یک ، به خوبی به تصویر کشیده شده است .

1 . کمبود : مکمل های ویتامینه ، کمتر از سطح مورد نیاز پرنده بوده و بنابراین ، پرندگان با علائمی بالینی به این کمبود پاسخ می دهند .

2 . کمتر از حد مطلوب : مکمل ویتامینه به اندازه ایی مناسب است که از کمبود جلوگیری نموده و تا زمانیکه پرندگان تحت شرایط بهداشتی مناسبی بوده و محیط زندگی آنها با چالشهای اندکی همراه است ، مشکلی پدید نمی آید . به هرحال ، بایستی این نکته را به خاطر داشته باشید که تحت چنین شرایطی ، ویتامین مورد نیاز پرنده با بروز هر نوع استرسی کافی نبوده و توانایی کاهش شرایط نامطلوب تولید را نداشته و پرنده نمیتواند به میزان مطلوب ، از پتانسیل تولید خود استفاده نماید . 

3 . مطلوب : این میزان از ویتامینها ، به نژادهای مدرن پرندگان در بروز حداکثر پتانسیل باقوه خود ، یاری می رساند .

4 . کاربرد ویژه : استفاده از ویتامینها در این مقادیر ، علاوه بر آن که سبب افزایش

کارایی پرندگان شده ، سبب بهبود محصول نهایی ( گوشت و تخم مرغ ) و همچنین ، مقاومت بیشتر پرنده در برابر بیماریها می گردند .

همانند بسیاری دیگر از انواع مواد مغذی ، میزان مورد نیاز جوجه های گوشتی به ویتامین ها نیز طی سی سال گذشته ، دستخوش تغییرات فراوانی شده است . توجه داشته باشید که سطح مواد مغذی مورد نیاز برای نگهداری ترکیب عضله / بافت ثابت بوده و از سوی دیگر ، بدن پرنده نیز تا حدودی به تغییراتی که در این حیطه روی می دهد ، مقاوم میباشد .

به هر حال ، افزایش نیازمندی جوجه به ویتامینها در جهت انجام فرآیندهای متابولیک خاص ، امری اجتناب ناپذیر است . بایستی این نکته را مد نظر قرار دهید که دستیابی به بهترین راندمان تولید ، در شرایط حال حاضر پرورش که با استرسهای مختلف و تراکم بالا همراه میباشد ، در صورتی امکان پذیر است که نیازمندی های ویژه پرنده را در نظر داشته باشیم .

هزینه تامین ویتامین ها :

خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ویتامین ها از اهمیت ویژه ایی برخوردار میباشند و بایستی به دقت بررسی شده و مد نظر قرار گیرند . نه تنها تولیدکنندگان مکملهای ویتامینه به این نکته حیاتی بایستی دقت نمایند ، بلکه مصرف کنندگان نهایی ( پرورش دهندگان ) نیز باید به آن توجه داشته باشند . پیشنهاد میشود هر دو گروه یاد شده این نکته را به یاد داشته باشند که مواد اولیه مکمل های ویتامینه بایستی واجد خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مناسبی باشند .

توجه داشته باشید که افزایش سطوح مصرف ویتامینها در جیره مصرفی ، سبب افزایش نیم درصدی در هزینه جیره تهیه شده می گردد . به هرحال ، این نکته به اثبات رسیده است که عدم کیفیت مناسب ویتامینهای مصرفی ، سبب کاهش راندمان جوجه های گوشتی شده و زیان های مالی فراوانی را بر تولیدکنندگان تحمیل می نماید .

بر اساس نتایج به دست آمده توسط نویسندگان این متن ، هرگونه تغییر در ماهیت جیره های مصرفی در مزارع پرورش طیور ، نیازمند صرف زمان و انجام تحقیقات جامع می باشد . امروزه ، راندمان تولید پرندگان و بازگشت سود اقتصادی در انتهای هر دوره پرورش از اهمیت ویژه ایی برخوردار میباشد . تحت چنین شرایطی ، دقت در انجام تغییرات از اهمیت ویژه ایی برخوردار میباشد .

علاوه بر مسائل یاد شده ، متغیرهای مهم دیگری را نیز در هنگام انتخاب انواع ویتامینها ، در نظر داشته باشید . از جمله این متغیرها نیز میتوان به وضعیت ایمنی پرنده ، تداخل میان ویتامین ها و سایر مواد مغذی ، ترکیب و کیفیت گوشت ، ایمنی مواد غذایی ، عملکرد بهتر پرنده تحت شرایط استرس ، اثر مکمل ویتامینه بر مادر و تاثیر آن بر کیفیت جوجه ، اشاره نمود .

 منبع :

Journal of Avian Biology .


برچسب‌ها: ویتامین ها
نوشته شده توسط دکتر وت در 8:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم اسفند 1390

بررسي ميزان خسارت ناشي از شيوع بيماريهاي نيوكاسل و آنفلوانزا(H9N2) در واحدهاي طيور گوشتي در شهرستان

  چكيده:

بيماريهاي ويروسي طيور خصوصاً نيوكاسل و آنفلوانزا(H9N2) در سالهاي اخير باعث تلفات بالايي در بين گله هاي طيور گوشتي گرديده است. در اين مطالعه به بررسي ميزان شيوع اين بيماري به طور همزمان در گله هاي طيور گوشتي واجد تلفات در شهرستان شهركرد از طريق آزمايشات HI , RT-PCR  پرداخته شده است. در اين بررسي با انتخاب 15 گله ي داراي تلفات در شهرستان شهركرد، اقدام به خونگيري در دو نوبت(نوبت اول در شروع بيماري و نوبت دوم به فاصله 14 روزبعد) و انجام تست HI گرديد. بر اساس نتايج HI ، تعداد 9 گله از نظر تيتر آنتي بادي ضد ويروس نيوكاسل مثبت(60%) و تعداد 8 گله از نظر تيتر آنتي بادي ضد ويروس آنفلوانزا سويهH9N2 مثبت بودند(53.33%). در اين ميان تعداد 6 گله بطور همزمان داراي هر دو تيتر آنتي بادي ضد ويروس نيوكاسل و آنفلوانزا بودند(40%). در آزمايش   RT-PCRنيز از 15 گله مورد بررسي، هر 15 گله از نظر ويروس نيوكاسل مثبت بودند كه از اين تعداد، 5 گله مبتلا به سويه ولوژن ويروس نيوكاسل بود. همچنين 11 گله آلوده به آنفلوانزا سويه H9N2 و 11 گله همزمان به هر دو ويروس نيوكاسل و آنفلوانزا(H9N2) آلوده بودند(73.33%). در اين مطالعه ميزان خسارت اقتصادي وارده به مرغداران از ناحيه بيماري هاي نيوكاسل و آنفلوانزا(H9) 94 درصد و خسارت وارده از ناحيه بيماريهاي ديگر 6 درصد بر آورد گرديد.

كلمات كليدي: بيماري نيوكاسل، بيماري آنفلوانزا(H9N2) ، طيور گوشتي، خسارت اقتصادي ، HI , RT-PCR  

تحقیق و نگارش: دکتر اسماعیل دوستی

اساتید راهنما: دکتر عبدالکریم زمانی مقدم و دکتر عزت الله فتحی


برچسب‌ها: نيوكاسل و آنفلوانزا
نوشته شده توسط دکتر وت در 7:56 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم اسفند 1390

مقاله

 

 بررسي ميزان شيوع بيماريهاي نيوكاسل و آنفلوانزا(H9N2) به طور همزمان در واحدهاي طيور گوشتي داراي تلفات

  چكيده:

بيماريهاي ويروسي طيور خصوصاً نيوكاسل و آنفلوانزا(H9N2) در سالهاي اخير باعث تلفات بالايي در بين گله هاي طيور گوشتي گرديده است. در اين مطالعه به بررسي ميزان شيوع اين بيماري به طور همزمان در گله هاي طيور گوشتي واجد تلفات در شهرستان شهركرد از طريق آزمايشات HI , RT-PCR  پرداخته شده است. در اين بررسي با انتخاب 15 گله ي داراي تلفات در شهرستان شهركرد، اقدام به خونگيري در دو نوبت(نوبت اول در شروع بيماري و نوبت دوم به فاصله 14 روزبعد) و انجام تست HI گرديد. بر اساس نتايج HI ، تعداد 6 گله بطور همزمان هم داراي عيار آنتي بادي ضد ويروس نيوكاسل و هم عيار آنتي بادي ضد ويروس آنفلوانزا(H9N2) بودند(40%). نتايج آزمايش   RT-PCRنشان داد 11 گله همزمان به هر دو ويروس نيوكاسل و آنفلوانزا(H9N2) آلوده بودند(73.33%). بر اساس اين تحقيق چنين نتيجه گرفته مي شود كه علت تلفات شديد در گله هاي طيور گوشتي مي تواند بخاطر ابتلاي آنها به اين دو ويروس، بصورت همزمان در گله باشد.

كلمات كليدي: ويروس نيوكاسل، ويروس آنفلوانزا(H9N2) ، طيور گوشتي، كمپلكس، HI , RT-PCR  


برچسب‌ها: نیوکاسل و آنفلوانزا
نوشته شده توسط دکتر وت در 13:3 |  لینک ثابت   •